همیار تورگاید

حافظ به نوشته علی سامی

حافظ شیراز

حافظ به نوشته علی سامی ، در این مطلب که گزیده ای از کتاب علی سامی است که در مطلب آمده است .

خواجه شمس‌الدین محمد حافظ در حدود سال 726 هجری برابر با 1324 میلادی در شیراز متولد شده پدرش قبل از آنکه بتواند او را بزرگ و تربیت نماید دیده از جهان بست و ناچار حافظ هم تهیه وسایل زندگی را عهده دار گردید و هم به تحصیل پرداخت تحصیلات مقدماتی اش نزد دانشمندان بزرگ و حوزه های مهم درسی شیراز برگزار و در بسیاری از علوم عقلیه و فنون ادبی ه متبحر گردید و از اشعارش چنین برمی آید که مطالعات و تحقیقات کافی در علوم و ادبیات عرب داشته است .

وی  تمام آیات قرآنی  و از این رو حافظ (از بردارنده)  تخلص نمود و با ذوق سرشار ادبی و اخلاقی خداداد بسیاری از آیات قرآنی را با تعالیم حکمتی در اشعار نغز خود گنجانده است.

 حافظ در زمان شاه اینجو و امیر مبارزالدین محمد موسسه سلسله مظفریان فارس و شاه جاء فرزند امیر مبارزالدین و شاه منصور را نموده و در اشعار خود به نیکی از آنها یاد کرده است و با اینکه در دوران زندگی او سه بار شیراز دست به دست گردید و سلسله هایی آمدند و رفتند و علاوه چندین فقره بین خود و امرای هر سلسله‌ای کشمکش و جدال افتاد و در نتیجه چندین فقره شهر محصور و غارت شد معهذا حافظ به حکم قانون طبیعی و عشق فراوان به مسقط الراس خود  با همه مسائل و تضییقات ساخت و نسیم روضه شیراز و گلگشت مصلی و کنار جدول رکن آباد را بسیار زیبایی های جهان بزرگ ترجیح داد و حتی دعوت شاهان کشورهای مجاور و سایر عمرای ایران را نپذیرفت

 همانطور که گفته شد حافظ در یک شرایط نامساعد و محیط پر آشوبی قدم به عرصه وجود گذارد در دوران زندگی‌اش نیز پر از حوادث و تهاجمات و تغییر سلسله های سلطنتی فارس بود چهار پادشاه در مدت عمر او در شیراز و فارس یکی پس از دیگری و سلسله مختلف حکمفرمایی کردند اثرات فتنه مغول و خونریزی های چنگیز با آنکه قبل از حافظ بود تا زمان او کشیده شده بود از طرفی سیل بنیان کن تیمور که مصادف با زمان خود او بود آرامش و وزن عادی ایران و فارس و شیراز را بر هم زده و رذائل جای فزاید را گرفته بود

 با وجود همه این عوامل وی برخلاف مقتضیات زمان و پایین افتادن سطح کمال ادب به تحصیل گوهر معرفت کوشید و مدارج بست عالی را در عرفان که سیرش برای همه کس حتی برای بسیاری از خواص نیز میسر نبود پیمود

 طرز زندگی و وضع عادی نیز توان با مناعات تب و قناعت و علو همت بود گنج قناعت را به گنج زر  و خشت زیر سر را بر تاج شاهنشاهی و فراق دل لحظه ای را به هیاهوی یک عمر جهانداری ترجیح می داد چون بسیاری از همشهریانش دست و دلباز بود تا آنجا که سمرقند و بخارا های ترکستان را به یک خال هندویی کنج لب معشوق می‌بخشید. 

حافظ به نوشته علی سامی ، گزیده ای از کتاب شیراز شهر گل و بلبل نوشته علی سامی

روزبه بابکان

دیدگاه‌ها

*
*

0